محمد يار بن عرب قطغان
409
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
جيحون نگذشته بود ، از اوج گردون گذشت و فساد بدعت ارتداد او كه در ولايت آثار آن از صدر اسلام باز بدين ديار نرسيده بود ، به كمال اعتبار رسيد و رفضهء طاقيه سرخ بر منابر مجامع ماوراء النهر كه مرابع ظهور رضوان و رحمت بود ، مواضع بروز عدوان و لعنت ساختند و مساجد اسلام را كه معابد ارباب سنّت و جماعت بود [ ؟ ] قبايح رفض و شناعت از مراسم عبادت و طاعت بازپرداختند . اگر نفوذ در آتش فتنهء ايشان بالا مىگرفت و دولت ناپايدار ايشان در آن بلاد صورت بقا مىگرفت ، عنقريب از مراسم ايمان آثارى و از دار اسلام ديارى باقى نمىماند . و در آن زمستان سلاطين عظام اوزبك را به واسطهء واقعهء هايلهء حضرت خان سعيد شهيد رحمة الله تعالى در بلاد تركستان خاطر شريف به حموم و احزان و ضماير لطيفه قرين انواع مصايب [ ؟ ] بود و از فوت آن يوسف مصر خلافت اخوان بلاد تركستان كنعان غم و ملال و بيت الاحزان بيم و كلال گشت . نه روى رحلت از آن ديار به جانب دشت ، راه نهضت به صوب ماوراء النهر به عزم بازگشت بود . چون سوابق نعم الهى و لواحق كرم نامتناهى رقم خلافت ارض بر جبههء سعادت و كامكارى عالى حضرت ، خلافتپناه ، ايالتدستگاه ، سلطنتمنقبت ، شوكتمرتبت ، سكندرسياست ، افلاطونكياست ، جمشيدپايه ، خورشيد عالم ، سايهء ظل الله ، الرحمن امان الله [ ؟ ] ايمان متبوع [ ؟ ] به حسن سلوك ملك العلما و عالم الملوك نعمة الله به سابقه الاهل السداد حجة الله [ ؟ ] على ارباب العناد المعتصم به عواطف ينصر المستعان ناصر الحق ابو الغازى عبيد الله بهادر خان - خلد الله ملكه و خلافته و ايد [ ؟ ] جوده و رأفته - كشيده ، حكم قضاء ازلى از ديوان اعطاف لم يزلى ، منشور رفيع « [ قالَ ] إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً » به اسم شريف آن حضرت مرقوم ساخته و ذات همايون صاحب علم و ملك و فنون را به تشريف شريف يادآور « إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ » نواخته بود و عنايت بىمثال ملك متعال وعدهء مكنون « وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ » به اعلاء اعلام دولت اين عالم صالح محقق گردانيده و لطف عنايت پروردگار به باب موعود و مودود « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ » فى الارض به وجود متعف به عدالت وجود اين سلطان عاقبت محمود ، به وفا رسانيده بود و هر آئينه در اوقات اقامت